أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

45

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

چون جبرئيل عليه السّلام زكريّا را اين بشارت بداد گفت : خداوندا مرا فرزند نرينه از كجا باشد و چگونه باشد پيرى به من رسيده است و من پير گشته‌ام و زن من نازاينده و عقيم است ؟ - زكريّا را درين وقت نود و دو سال بود و بروايت عبد الله عباس صد و بيست ساله بود و زنش نود و هشت ساله ، چون اين بگفت جبرئيل او را جواب داد و گفت : همچنين است خداى جلّ جلاله كند آنچه خواهد گفتند كه چرا زكريّا اين را منكر شد و او پيغمبر بود ؟ - گويند كه او اصل حديث را منكر نبود استفهام كه كرد از كيفيّت و شرح حال كرد كه اين چگونه خواهد بودن ؟ - خداى تعالى ما را جوان باز خواهد كردن يا برين پيرى و عاقرى فرزند خواهد دادن يا اين فرزند از زنى ديگر خواهد بودن ؟ - گفت : بار خدايا مرا آيتى و علامتى پيدا كن كه به آن حمل اين زن بدانم تا در شكر و دعا و عبادت بيفزايم گفت كه : آيت و علامت تو آنست كه سه روز با مردم حكايت نكنى الّا باشارت و بذكر و عبادت من مشغول باشى گفته‌اند كه : سه روز زبانت از گفتار و حديث با مردم بسته شود تا سخنى نتوانى گفتن برين قول مراد بامر كردن او را بذكر آن باشد كه ذكر من گوئى در آنچه ميان تو و نفس تو است اگر زبانت در كار نباشد بدل بر ياد و بر ذكرم همى باش ياد كن خداى خود را بسيارى . عطا گفت : مراد روزهء صمت است كه در شرع ايشان بود و رمز اشارت بود و ببامداد و شبانگاه تسبيح من ميگوى . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 42 تا 43 ] وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ ( 42 ) يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ ( 43 ) ياد كن اى محمّد چون فرشتگان گفتند : يعنى جبرئيل مريم را گفت كه : خداى تعالى ترا برگزيد و خاصّهء خود گردانيد بدانكه عيسى را بىپدر از تو بيافريد و ترا پاك گردانيد از آنكه دست مردان به تو رسد سدّى گفت : از اعذارى كه زنان را باشد از حيض و استحاضه و نفاس ، و برگزيد ترا بتخصيص خانهء او را و از پيش آن هيچ زن را رخصت نبود و اين پايه ندادند او را بر جملهء زنان عالميان برگزيد بدين تو را برگزيد بر زنان روزگار او ، باتّفاق گزيده بر همهء زنان دنيا فاطمهء زهراست عليه السّلام براى آنكه پارهء اندام رسول است و آنكه بعضى از